![]() |
![]() |
|
|
سلام
دیگه دیدم داره خیلی خیلی دیر میشه آ پ کردنم از دانشگاه هواپیمای دربست گرفتم بیام اینجا ببینم چه طور هستید..... خوب هستید.... در سلامتی کامل به سر میبرید..... هوووااااااااااااا خوب خوب تغییراتی میبینید که دوست دارم نظرتونو راجع بهش بدونم اگر نتونستم همه ی دوستان را خبر کنم شرمنده ام ببخشید امتحاناتو دیگه از این حرفها دیگه در هر صورت وارد این معقوله نمیشمچونمیترسم همتون بالا بیارید برم سراغ آپم قرار بود این بار از خودم بگمو به یک سری سوالات دوستان پاسخ بدم اوهوم..... اوهوم...... دست از مس وجود چون مردان ره بشوی تاکیمیای عشق یابی و زر شوی
در ابتدا میخواستم پاسخ اون دوست عزیزی رو بدم که نوشته بودن چرا من نام عاشق رو در اینترنت دارم و در وبلاگشون برای من آرزو کرده بودند که روزی عاشق بزرگی بشم اولا از این لطفتون ممنونم و باید بگم که من دنیای صادقانه بچه ها رو دوست دارم بچه هایی که وقتی از همدیگر دلگیر میشن صادقانه رو به روی هم ایست میکنن و میگن دیگه دوستت ندارم....و ۲ روز بعد باز آشتس میکنن مثل ما به اصطلاح آدم بزرگا نیستند که تا با کسی مشکل پیدا کردن فقط در جست و جوی این هستند که فرد مقابلشون رو له کنن ....از کسی شنیدم که گفت...وقتی ارتباط عاشقانه ات با کسی به پایان میرسد مردانه ایست کن و بگو تقصیر من بود.....این همون کاری که بچه ها میکنن برای همین من تا زمانی که معنای از خودگذشتگی رو درک نکنم و تقدم فرد مقابلم رو نسبت به خودم احساس نکنم عاشق کوچولو هستم و خواهم ماند.... این از این ریتا جون گفته بودند که چرا اینقدر کتابی مینویسم .......!!!!!! چشم از این به بعد راحت تر مینویسم به زبون خودمونی تر خوب این از سوالایی که پیش اومده بود امیدوارم که تکتکتون روزی عاشق های بزرگی برای خودتون بشید براتون شادی و نشاط را از خداوند منان خواستارم ....یا حق.... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 19:34 توسط عاشق كوچولو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من (عاشق كوچولو) 18 ساله متولد استان سرسبز گلستان عاشق اينترنت و كامپيوتر و دانشجوي رشته كامپيوتر علاقه مند به سينما به طور اسيدي دوستدار شما و همه آنهايي كه دوستشان ميداريد مخاطب وبم هم خودمم نه كس ديگه ايي از اين عشقو عاشق بازي هاي خيابوني بيزارم دو سالي ميشه كه مينويسم در اوقات بيكاري صفحه وب هم طراحي ميكنم برنامه مورد علاقه من فتو شاپ و مسلط به زبان ويژوال بيسيك هستم و این صفحه جایی مجزاست برای دل خودم و احتمالا چند تا دوست و رفیق ،.. قطره قطره خالی می شوم و زبانه های سرکش اشتیاق را می خواهم ، نه سردی سست کننده ی آه های نهفته را ، چون میخواهم لیوان شیشه ای این چکنویس کهنه تا نصفه پر باشد .
از گذشته چیزی ندارم که به آن برگردم . در آینده هم چیزی نیست تا برایش بروم . اما اکنون برای من است و ازآن من پس آنرا به تو هدیه میکنم . همين نقطه سر خط. |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
|
RSS
|