![]() |
![]() |
|
|
نام نیکویش سراغاز کلام ارمغان جان ما گردد مدام بعد حمد ایزدی بهتر کلام یک سبد یک دسته گل پر از سلام
يارب تو چنان کن که پريشان نشوم محتاج به بيگانه و خويشان نشوم بی منت خلق خود مرا روزی ده تا از در تو بر در انان نشوم
دوباره سحر بلند شدن (ساعت 4 با لگدهاي پدر مواجه شدن كه پسر وخي ، وخي نماز غضا رفت وخي)(قابل توجه كه به زبان اصيل خودمون بود) و دوباره ساعت 6 بوي پنير و سبزي تازه نم بخار چاي بر سر انگشتامون كه كنار سفره نشستيم . درسته يك كم سخته تابستون روزه گرفتن ولي مزه خودشو ميده منم فكر نميكنم با اين سنو سال خودمو و شما قد داده باشه كه تا حالا تو تابستون روزه گرفته باشيم فضيلتيه براي خودش خدا كنه كه شايستگي درست ادا كردنشو داشته باشيم....ان شا الله خيلي زود گذشت انگار كه همين ديروز بود ماه رمضا نو ، شب ليله القدر و هزار كار شايسته ديگه چه قدر خوبه كه لياقت انجام تكتكشونو دشاته باشم تا وقتي تموم شد نگم اي داد بيداد هيچ كاري براي خودم نكردم چه قدر قشنگ گفت«تا شقايق هست زندگي بايد كرد» حالا شقايق و ياس بودن تفاوتي نداره ما محكوم به زندگي كردنيم پس چه بهتر كه بهترين لحظاتو سپري كنيم خوشگل ترين نجواها رو تو اين ماه با خداي خودمون داشته باشيم نميگم كه خودم همه اين كارا رو انجام ميدم و استغر الله معصوم هستم نه ولي تا جايي كه بتونم سعي در انجامش دارم خيلي وقتا به خداي خودم گفتم كه .....هزار بار توبه شكستم دوباره بد كردم ..... هي گفتم غلط كردم دوباره هموني كه بودم ولي خدايا اين باره ، اين باره كمك كن تا اوني باشم كه خودت ميخواي .....هموني كه از خلقتش بر خودت احسنت گفتي..تبارك الله احسن الخالقين..... توي اين ماه رمضون همديگيرو فراموش نكنيم براي همديگه دعا كنيم اين جوري خيلي زودتر دعاهاي خودمونم مستجاب ميشه .به اميد خدا در آن نفس كه بميرم در آرزوي روي تو باشم ...........بدان اميد دهم جان كه خاك كوي تو باشم
در آخر اينو هم براي امام زمانمون مينويسم كه متن اين شعرو از وبلاگ يكي از دوستان با اجازه خودش گرفتم خبر آمد، خبري در راه است سرخوش آن دل که از آن آگاه است با همهي لحن خوش آواييم در به در کوچهي تنهاييم هرکه به ديدار تو نايل شود يک شبه حلال مسايل شود اي نفست يار و مددکار ما کي و کجا وعده ديدار ما شايد اين جمعه بيايد، شايد پرده از چهره گشايد، شايد گزيده اي از شعر مرحوم آغاسي بچه هاااا دمتون گرم دست تكتكتونو مي بوسم بالاخره نتيجه ها اومد و من هم به هموني كه ميخواستم رسيدم دانشگاه شهرمون قبول شدم خدا خيلي بزرگي دستتون درد نكنه ان شا الله خبر قبولي همتون |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 17:25 توسط عاشق كوچولو |
|
|
سلام دوستان خوبيد دلم براتون يك كوچولو شده بود مشهد كه بودم خيلي چيزها ديدم كه از ديدن بعضي هاشون واقعا قلبم فشرده شد و از ديدن بعضي ديگه از ته قلب خوشحال شدم هم زائراني رو ديدم كه در كنار ضريح نشسته و زار زار گريه مي كنند و هم مهمانان عروسي كه زير گذر حرم آقا رو بسته و در جوار مزار ملكوتي ايشان دايره در آورده و ميرقصند واقعا حالم از اين جور آدمها به هم ميخوره كه نميدونن هر كاري مكاني داره و احترام هيچي سرشون نميشه فقط براي آرزوي بخشش از درگاه الهي رو دارم. و اينو براي لبلا جون مينويسم{كنار حرم ايرج قادري داشت فيلم مي ساخت با همون اخلاق.....اگه ميدونستم اينجوري بي محلي كرده منم بد ضايعش مي كردم....} و كلام آخر يك خواهش از تكتكتون دارم محتاج به دعايم تو رو به همون خدايي كه مي پرستيد برام دعا كنيد نتيجه ها نزديكه دعا كنيد دانشگاه شهر خودمون قبول بشم منم آرزو ميكنم به هر چي كه ميخواين برسين اونجا براي همتون يك دنيا دعا كردم موفق باشين يا علي دکتر شريعتي: دنيا را بد ساخته اند... کسي را که دوست داري، تو را دوست نمي دارد. کسي که تو را دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است . زندگي يعني به یکی میگن با بالش جمله بساز. میگه رفته بودم شکار یه پرنده دیدم با تیر زدم تو بالش. میگن نه با اون بالش جمله بساز. میگه یه روز رفته بودم شکار یه پرنده دیدم با تیر زدم تو اون بالش. میگن اصلا با تشک جمله بساز. میگه رفته بودم شکار یه پرنده دیدم توشک بودم با تیر بزنم به این بالش یا اون بالش هر کس به طریقی دل ما می شکند بیگانه جدا دوست جدا می شکند بیگانه اگر می شکند حرفی نیست از دوست بپرسید که چرا می شکند با تو الفبای عشق را اموختم ندای قلب عاشقم را به گوش همه رساندم به تو و کلبه عشقمان بالیدم تو همه گمشده ام شدی... حال که اینچنین شیفته توام باش تا در کنارت ارامش بگیرم مثل شقايق زندگى كن:كوتاه اما زيبا،مثل پرستو كوچ كن:فصلى اما هدفمند،مثل پروانه بمير:دردناك اما...عاشق هيچ کس اشکي براي ما نريخت ... هر که با ما بود از ما مي گريخت ... چند روزي ست حالم ديدنيست... حال من از اين و آن پرسيدنيست... گاه بر روي زمين زل مي زنم... گاه بر حافظ تفاءل مي زنم... حافظ ديوانه فالم را گرفت... يک غزل آمد که حالم را گرفت: ... ما زياران چشم ياري داشتيم... خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 11:46 توسط عاشق كوچولو |
|
|
سلام عزيزان من اول از هر چيزي تولد آقا و سرور شيعيان حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالي فرج الشريف) به همه شما تبريك ميگم و اميدوارم لحظاتي غرق شادي در كنار خونواده هاتون داشته باشيد و به ياد ما هم باشيد ديگه اينكه من فعلا ديگه نميتونم به روز كنم چون كه ميخوام برم مشهد آخر هفته اگه چيزي خواستين در خدمتم و در آخر براي تعجيل در ظهور صاحب الزمان يك صلواتي بفرستيد
دلا ! در سینه خاموشی گزیدی به درد و غم هم آغوشی گزیدی نـبودی اینچـنیـن بـیگانه با ما تو هم رسم فرامـوشـی گزیـدی؟! یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور فراموش کن چیزی رو که نمی تونی بدست بیاری و بدست بیار چیزی رو که نمی تونی فراموش کنی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 14:7 توسط عاشق كوچولو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من (عاشق كوچولو) 18 ساله متولد استان سرسبز گلستان عاشق اينترنت و كامپيوتر و دانشجوي رشته كامپيوتر علاقه مند به سينما به طور اسيدي دوستدار شما و همه آنهايي كه دوستشان ميداريد مخاطب وبم هم خودمم نه كس ديگه ايي از اين عشقو عاشق بازي هاي خيابوني بيزارم دو سالي ميشه كه مينويسم در اوقات بيكاري صفحه وب هم طراحي ميكنم برنامه مورد علاقه من فتو شاپ و مسلط به زبان ويژوال بيسيك هستم و این صفحه جایی مجزاست برای دل خودم و احتمالا چند تا دوست و رفیق ،.. قطره قطره خالی می شوم و زبانه های سرکش اشتیاق را می خواهم ، نه سردی سست کننده ی آه های نهفته را ، چون میخواهم لیوان شیشه ای این چکنویس کهنه تا نصفه پر باشد .
از گذشته چیزی ندارم که به آن برگردم . در آینده هم چیزی نیست تا برایش بروم . اما اکنون برای من است و ازآن من پس آنرا به تو هدیه میکنم . همين نقطه سر خط. |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
|
RSS
|