![]() |
![]() |
|
|
سلام سلام خوبين گلاي من بهههههههههههههه ميدونيد امروز چه روزيه آخي تولد كلبه ي كوچولوي منه امسال ميشه يكسالش يكسال گذشت به همين زودي انگكار همين ديروز بود اولين پستمو ارسال كردم خيلي زود گذ شت با چه افرادي آشنا شدم چه افرادي اومدن و رفتن و چه كسايي(ليلا جونم مهشيد خانوم ريتا خانوم آقا سعيد مژده خانوم و خلاصه همه ديگه همه)همه گلهايي كه يكسال باهاشون بودم تو خوبي ها و بدي ها واقعا از اين آشنايي خوشحال شدم و با چه افراد تازه اي كه آشنا شدم خلاصه از همتون ممنون من هفته ديگه گمان نميكنم به روز كنم چون ميخوام برم پابوس آقا علي ابن موسي الرضا كيك تولدم همين زير گذاستم نفري يك تيكه بر دارين هاااااااااا نامردي نكنيد كادو يادتون نره اميدوارم خوشگل ترين نظرهاي امسالو بهم بدين و سر آخر خواهشمندم هر كسي كه خبر داره نتيجه كنكور كارداني فني كي اعلام ميشه يك عده جوان جاهلو با خبر كنه ممنون ، براي همتون آرزوي خوشبختي دارم يا علي
گفتي که مرا دوست نداري گله اي نيست بين من و عشق توولي فاصله اي نيست گفتم که کمي صبر کن و گوش به من کن گفتي که نه بايد بروم حوصله اي نيست پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست گفتي که کمي فکر خودم باشم و آنوقت جز عشق تودر خاطر من مشغله اي نيست رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مساله اي نيست
امروز كسي محرم اسرار كسي نيست ما تجربه كرديم كسي يار كسي نيست
دلت همیشه زندان من است آتشکده عشق تو از آن من است آن روز که وداع من و توست آن شوم ترین لحظه پایان من است |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 18:40 توسط عاشق كوچولو |
|
|
زندگی فرصت بس کوتاهیست...تا بدانیم که مرگ... آخرین نقطه پرواز پرستو ها نیست... مرگ هم حادثه است...مثل افتادن برگ که بدانیم پس از خواب زمستانی خاک... نفس سبزبهاری جاریست
YYYYYYYYYYYYYYYYYYYY
عشق آمد و از عشق تو مستيم عشق آمد و ما عشق پرستيم عشق آمد و از قيد برستيم عشق آمد و ما دل به تو بستيم YYYYYYYYYYYYYYYYYYYY بر مدرسه ي عشق يكي در مي زند از هجر رخت به سينه و سر مي زند "تنها" بد و مستانه به در مي كوبد در سينه ي او عشق تو پرپر مي زند |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 18:33 توسط عاشق كوچولو |
|
|
زندگي صحنه يكبار هنرمندي ماست هر كسي نغمه ي خود خواند و از صحنه رود صحنه پيوسته بجاست خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد «سهراب سپهري» يك نفر ... يك جايي... تمام روياهاش لبخند توست احساس مي كنه كه زندگي واقعا با ارزشه... پس هر وقت احساس تنهايي كردي اين حقيقت رو به ياد داشته باش كه يك نفر... يك جايي... در حال فكر كردن به توست با همه لحن خوش آوايي ام در به در كوچه تنهايي ام |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 20:27 توسط عاشق كوچولو |
|
|
سلام سلام سلام اول از همه تولد مولی الموحدین حیدر کرار رو به همه تبریک بگم و یک تبریگ ویژه به بابا جون خودم به به تمام باباهای دنیا و دیگه اینکه: بالاخره تموم شد آخیششششششششششششششششششششش........ کنکور رو میگم دیگه داشتم دیوونه میشدم دیروز امتحانو دادمو تموم تموم خیال آسوده بابا نمیدونید تو تابستون درس خوندن چه عذابی «وحشتناکه» یک مدتی مدید بود که نبودم و دیگه داشت کم کم غیبتم طولانی میشد اما چه کنم که نتونستم از شکا دل بکنم بهترین تفریح زندگیم فعلا شده همین. خوب حالا یک جایی رو تصور کنید که همه جاشو تار عنکوب گرفته ، پر از خاک ، از زیر تختخوابش فقظ مونده کرکدیل در بیاد یک کلکسیون کامل موجودات زنده یک حیات وحش توپ خوب به نظر شما چنین جایی کجا میتونه باشههههه آآآآآفرین اتاق من بعد از کنکور دلیل این که دیروز نتونستم بعد از کنکور بیام همین بود ما گفتیم الان امتحانو میدیمو میام خونه قربون صدقه مون میرن نگو که همین« لتل ورود» با یک جارو و دستمال با یک چهره ی ........ نگم بهتره یادم میاد موهای تنم سیخ میشه خلاصه کل دیروزو داشتم این موجودات بیخانمان رو روانه خونه هاشون میکردم که یک کم طول کشید ولی امروز اومدم که یک آپ توپ توپ توپ براتون ارسال کنم ...........امیدوارم بخونینو نظر یادتون نره چون خیلی برای جمع کردنشون زحمت کشیدم .......برای همتون آرزوی موفقیت میکنم. راستی ریتا جونم نمیدونم الان داری این مطلبو میخونی یا نه بابا من چی کار کنم که باورت بشه فراموشت نکردم عزیز من چرا اینقدر پریشان نظر دادی منو فرزاد همیشه به یاد دوستانی همچون شما خواهیم ماند تا ابد
یا علی
پس از آن غروب رفتن ، اولین طلوع من باش من رسیدم رو به آخر ، تو بیا شروع من باش شبو از قصه جدا کن ، چکه کن رو باور من خط بکش رو جای پای گریه های آخر من اسمتو ببخش به لبهام بی تو خالیه نفسهام قد بکش رو باور من زیر سایبون دستام
خدایا ! آنکه در تنها ترین تنهایی ام تنهای ، تنهای ام گذاشت در تنها ترین تنهاییش ، تنهای تنهایش مگذار
خدایا! به هر که دوست میداری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر که بیشتر دوست میداری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر «دکتر علی شریعتی»
عشق همان چیزی است که بیشتر از هرچیزی دادنش را دوست داریم و هیچ کس در نمی یابد که عشق همان چیزی است که همواره داده می شود و پذیرفته نمی شود «جبران خلیل جبران»
آنکه می گوید دوستت دارم دل اندوهگین شبی است که تنهایی اش را می جوید هزار کاکلی شاد در چشمان تو هزار قناری خاموش در گلوی من ای کاش ای کاش عشق را زبان سخن بود! |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم مرداد 1386ساعت 17:37 توسط عاشق كوچولو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من (عاشق كوچولو) 18 ساله متولد استان سرسبز گلستان عاشق اينترنت و كامپيوتر و دانشجوي رشته كامپيوتر علاقه مند به سينما به طور اسيدي دوستدار شما و همه آنهايي كه دوستشان ميداريد مخاطب وبم هم خودمم نه كس ديگه ايي از اين عشقو عاشق بازي هاي خيابوني بيزارم دو سالي ميشه كه مينويسم در اوقات بيكاري صفحه وب هم طراحي ميكنم برنامه مورد علاقه من فتو شاپ و مسلط به زبان ويژوال بيسيك هستم و این صفحه جایی مجزاست برای دل خودم و احتمالا چند تا دوست و رفیق ،.. قطره قطره خالی می شوم و زبانه های سرکش اشتیاق را می خواهم ، نه سردی سست کننده ی آه های نهفته را ، چون میخواهم لیوان شیشه ای این چکنویس کهنه تا نصفه پر باشد .
از گذشته چیزی ندارم که به آن برگردم . در آینده هم چیزی نیست تا برایش بروم . اما اکنون برای من است و ازآن من پس آنرا به تو هدیه میکنم . همين نقطه سر خط. |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
|
RSS
|