![]() |
![]() |
|
|
به به به سلاااام دوستان گل من حالتون چه طوره
....شیطونی کردم و گفتم یک سر بیام .... نتونستم تا پایان ترم نیام اینقدر که خوبین..!!!!!!نمیشه ازتون دل کند که.... خوب اولبزارین از نظرهای قشنگتون و حرفهای خوشگلی که در پاسخ به سوالم زدید ازتون تشکر کنم همشونو قبول داشتم چون از دل برآید به دل بنشینده دیگه....... هر کدومتون یک چیز گفتید که تکمیل شدش میشه جمع حرفهایی که گفتید: آبی عزیز گفتش: وقتی وجود یه نفر باعث بشه دست و پات بلرزه و دست و پاتو گم کنی
زهرای عزیز گفت: جواب سوالت رو نمیدونم چون تا حالا عاشق نشدم (عاشق کوچولو:هستی و خبر نداری) دختر خاله های عزیز: سلام وقتی میفهمیم عاشق شدیم که همه ی فکرو ذکرمون معشوقمون باشه(عاشق کوچولو:امیدوارم که اینطور باشه) آتنا گلم: به هر حال من یکی جواب سوالتو نمیدونم! دو تا دلتنگ عزیز: عشق میاد رو غصه هات خط میکشه و مشقای صبرتم امضا میکنه(عاشق کوچولو:با اجازت خلاصه حرفتو تو یک خط نوشتم) و اما بشنوید از محبوب من ..........: بی مقدمه ..
خوب فکر میکنم تا این حدش کافی باشه و افرادی مثل آتنا خانوم و زهرا جان جوابشونو گرفته باشن و در انتهای حرفهایی که زدید نظر خودم همون طور که نام وبلاگمم همینه باید بگم نام وبلاگم برخاسته از همین حرفهاست عشق مثل کیمیاست فرقش اینه که کیمیا مس رو به طلا تبدیل میکنه ولی عشق وجود ناقص انسان رو تعالی میبخشه عشق رو فقط نمیشه معنا کرد به علاقه شخصی به یک فرد عشق حقیقی عشقیه که باعث تعالی انسان بشه و نه اینکه به اسم عاشقی دست به کارهایی بزنیم که معشوق حقیقی مون که همیشه به فکر ماست و داره ما رو کمک میکنه ازمون رنجیده بشه امیدوارم که عشقاتون وسیله ای باشه برای رسیدن به اوج
حق نگهدارتان یا علی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 12:15 توسط عاشق كوچولو |
|
|
سلام دوستان عزیز امیدوارم حال همتون خوب باشه خوب مدتی نبودم ...دلیلش گرفتاری های بیش ار حدی بود که برام پیش اومده بود الانم اومدم آخرین آپو بنویسم و تا بد از این ترمم با همتون خداحافظی کنم تقریبا دو ماهی میشه هر وقت که وقتم آزاد بشه حتما میام سر میزنم الان که خیلی خیلی کار ریخته سرم از یک طرف پروژه های عملی و کنفرانس های مزخرف دانشگاه و از طرف دیگر........................ماجرایی داره که فقط ۲ تا از شما تا الان ازش مطلع شدید و حتما وقتی بعد از این وقفه برگشتم به طور دقیق براتون توضیح میدم حتما........ راستی در اول بهار صحبت از ورودی کوچمون کردم که دل بعضی از شما رو ربود تو کامپیوترم عکسی پیدا کردم که پاییز گرفته بودم هر چند دیگه الان چنین منظره ای دیده نمیشه به دلیل تخریبی که گفتم ولی این سند مصور همچنان باقی است ........................................................................................................................................... یک تصویر:
........................................................................................................................................... یک آرزو: امیدوارم که همتون بزرگ بشین اما نگاهتون به زندگی مثل دوران کودکی زلال و شفاف بمونه ........................................................................................................................................... یک حقیقت: عشق از الست و تا ابد خواهد بود جوینده عشق بی عدد خواهد بود فردا که قیامت آشکارا گردد هر دل که نه عاشق است رد خواهد بود ........................................................................................................................................... آتنا جون هر وقت اومدی حتما برام کامنت بزار خیلی وقته ازت بی خبرم ........................................................................................................................................... یک .....!!! خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن به غمهای دگر غیر از غم عشقت رها کن تو خود گفتی که در قلب شکسته لانه داری ببین قلبم شکسته جانا به عهد خود وفا کن ........................................................................................................................................... یک خواهش: تو این مدت که نیستم منو فراموش نکنید هااا ........................................................................................................................................... یک خبر: قسمت معرفی وبلاگو عوض کردم نظرتونو راجع بهش بگید... ........................................................................................................................................... یک سوال: شما از کجا میفهمید که چه موقع عاشق شدید ؟ حتما تو نظراتون به این سوال من جواب بدید؟؟؟؟؟؟؟؟خووووووووووب /////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////// امیدوارم همتون تو این مدت موفق... سرزنده... شاد....سلامت....باشید و در امتحانات و دروس خودتون بسیار موفق باشید خدا رو فراموش نکنید توکل توکل توکل خوب دیگه اگر بار گران بودیم رفتیم ..اگر نا مهربان بودیم رفتیم یا علی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:19 توسط عاشق كوچولو |
|
|
به به به به سلاااااااااام حالتتتووووووون خوووبه؟ عیدتون مبارک بالاخره نوروز هم رسید ...البته فکر کنم من بیشتر از کسایی که توی کلان شهر ها مثل تهران زندگی میکنن نوروز رو حس کنم میخوام این آپ نوروزی من توصیفی باشه از محل زندگیم از همون ابتدای خیابونمو که وارد میشی بوی چمن مرطوب باغی که تقریبا نصف خیابونمو رو در بر گرفته تمام ذهنتو به خودش مشغول میکنه بعد از بوی عطر رو به رو میشی با یک چمنزار بزرگی که در یک قسمت از خیابون که دیوار باغو تور تشکیل میده ما رو محو تماشای خودش میکنه ..... صبح که سر کوچمون بودم مردم عاشقی رو میدیدم که خوش تیپ ..با کفشهای که گرد و غبار خاک رو هنوز روی صورت خودشون حس نکردن به دیدن پدر و مادر هاشون می اومدن میگذریم و میرسیم به کوچمون ....محل تولد من...محلی که در اون بزرگ شدم ..ابتدایی...راهنمایی...دبیرستان... و حالا هم دانشگاهو دارم درش تجربه میکنم ...لحظه لحظه های زندگیمو دیده
از در میایم تو میرسیم به باغچه ی کوچک خونمون درخت هلویی که به پاس لطف و صفای مهمون های خونمون قامت به طرف در خونه خم کرده و روی خودشو آزین بسته با شکوفه های صورتی و قناری خونمون که به شوق رسیدن بهار آواز سر داده و باعث آرامش اهالی خونه شده ( قابل توجه که امسال اولین سالی که داره میخونه....) آره این جایی که من زندگی میکنم امیدوارم سال ۸7 بهترین سال زندگی من و شما باشه امیدوارم امسال چشمهاتون رنگ اشکو نبینه و گل لبخند از لبتون گم نشه حالا آرزو های سال ۸۷ *ظهور ابا صالح المهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) *شفای تمامی بیمار هایی که توی این روزها چشم به راه کساییی هستند که برای عیادتشون بره(فراموششون نکنیم) *برآروده شدن اون چیزهایی که تو دل من و شماست *و ........... همون (برای تعجیل در برآورده شدن این آرزو ها یک صلواتی تقدیم پیامبر اعظم (ص) کنید) خوب اینم از آپ نوروزی من امیدوارم سال ۸۷ همون سالی باشه که میخواین با مسائلی مواجه هستم که برام دعا کنین توی این سال حل بشه ...یا علی... حق نگهدارتون باشد ..ان شا الله..
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم فروردین 1387ساعت 9:32 توسط عاشق كوچولو |
|
|
بازی روزگار میدونی چیه؟
تو چشم میزاری من میرم قایم میشم بعد تو میری یکی دیگه رو پیدا میکنی و من واسه همیشه گم میشم...
گفته بودم اگر بوسه دهی توبه کنم بعد از این بوسه دگر بار خطائی نکنم بوسه دادی و چو برخاست لبم از لب تو توبه کردم که دگر توبه بیجا نکنم
آموختم گاهی اوقات همه آن چیزهایی که انسان نیاز دارد دستی برای گرفتن و قلبی برای درک شدن است
آنقدر رسم وفا مرد که ترسم روزی لیلی گر زنده شود یاد ز مجنون نکند
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 11:45 توسط عاشق كوچولو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من (عاشق كوچولو) 18 ساله متولد استان سرسبز گلستان عاشق اينترنت و كامپيوتر و دانشجوي رشته كامپيوتر علاقه مند به سينما به طور اسيدي دوستدار شما و همه آنهايي كه دوستشان ميداريد مخاطب وبم هم خودمم نه كس ديگه ايي از اين عشقو عاشق بازي هاي خيابوني بيزارم دو سالي ميشه كه مينويسم در اوقات بيكاري صفحه وب هم طراحي ميكنم برنامه مورد علاقه من فتو شاپ و مسلط به زبان ويژوال بيسيك هستم و این صفحه جایی مجزاست برای دل خودم و احتمالا چند تا دوست و رفیق ،.. قطره قطره خالی می شوم و زبانه های سرکش اشتیاق را می خواهم ، نه سردی سست کننده ی آه های نهفته را ، چون میخواهم لیوان شیشه ای این چکنویس کهنه تا نصفه پر باشد .
از گذشته چیزی ندارم که به آن برگردم . در آینده هم چیزی نیست تا برایش بروم . اما اکنون برای من است و ازآن من پس آنرا به تو هدیه میکنم . همين نقطه سر خط. |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
|
RSS
|